عزت الله مولايى نيا همدانى
148
نسخ در قرآن ( فارسى )
است » نيز به كار رود « 1 » . از اين رو ، اصطلاح « بداء » در مورد انسان به معناى تغيير عقيده و تجديدنظر بر اثر كشف يك مجهولى به كار مىرود ، ولى در مورد آفريدگار عالم جلّ و علا - كه فراتر از زمان ، مكان و هم هر واهمى است - مصداقى ندارد . با وجود آن ، گاهى اين واژهء « بداء » در گزارشهاى حديثى در مورد آفريدگار جهان ، به كار رفته است ؛ چنان كه در حديثى آمده است : « الاقرع و الابرص و الاعمى ، بدا للّه أن يبتليهم » « 2 » . و اكثر عالمان برجستهء مدرسة خلفاء ( اهل سنت ) ، « بداء » در اين جور موارد را به معناى « قضا و قدر الهى » تفسير كردهاند « 3 » . بداء در ديدگاه اهل سنّت مسألهء بداء در روايات اهل سنت نيز به صورتهاى گوناگون وارد شده است . از جمله : « انفاق و دعا » سرنوشت انسان را تغيير مىدهد و اين تغيير همان چيزى است كه در اصطلاح دانشمندان شيعى ، « بداء » ناميده مىشود و دو نمونه از رواياتى كه در شناخت قرآن آقاى نجمى به گزارش از عالمان بزرگ اهل سنت آورده است ، گزارش مىنماييم « 4 » . الف - راوى به نام « سليمان » مىگويد : رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود : « هيچ عاملى نمىتواند قضاى الهى را بر طرف كند ، مگر دعا . و چيزى عمر انسان را
--> ( 1 ) ابن منظور مصرى ، پيشين ، ج ، ص 348 ، مادّه « بداء » . ( 2 ) ر . ك : مبارك بن محمد الجزرى ، ( معروف بن ابن الاثير ) ، ( ت 606 ه . ق ) النهاية فى غريب الحديث و الاثر ج 1 ، نوبت چهارم ، قم : مؤسسهء اسماعيليان ، ( 1367 ه . ش ) ، ص 109 مادّهء بداء . ( 3 ) ر . ك : ابن الاثير ، همان و عبد الرحمن سيوطى ، الدر المنثور ، پيشين ، ج 4 ، ص 661 . ( 4 ) عامه در ميان مباحث كلامى و دعايى خود احاديثى را از رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - گزارش كردهاند كه حتى با توجه به مفهوم آنها ، هر گونه تغيير را در قضاى محتوم الهى نيز تجويز مىنمايند و لكن ائمهء اهل بيت - عليهم السلام - تنها در قضاى غير حتمى آن را ممكن مىدانند ، با اين حال پژوهشگران آنها ، با لعن و نفرين به ما نسبت « بداء » به معناى ( جهل خداوند ) مىدهند كه روح مكتب ما از اين تهمت مبرا و منزه است و كتب ما گواه صدق ما مىباشد .